منوی اصلی
موضوعات
نویسندگان
دوستان
صفحات مجزا
آمار سایت
  • بازدید امروز : 3,457
  • بازدید این ماه : 13,318
  • بازدید امسال : 168,210
  • کل بازدیدها : 669,427
  • تعداد پست های ارسالی : 1,073
  • تعداد افراد آنلاین : 2

كد لوگوي ما
كد لوگوي ما
آنتی شیطان
ehr2nhxn4jaz9cy7pokx.gif

مجمع تحقیقاتی جهاداسلامی

پیــک مشتــاقان
نقطه رهايي
سایت رهبران شیعه
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
تبلیغات
مطالب محبوب
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نظرسنجی
سوال : در جنگ بعدی حزب الله و اسرائیل نقش ایران چیست؟
  • ایران مستقیما در جنگ شرکت می کند
  • ایران غیرمستقیم فعالیت میکند
  • ایران دخالت نمی کند

ورود کاربران
تبلیغات متنی
سئوال و جواب هاي شما


معاون پارلماني رئيس جمهور ديشب در برنامه تلويزيوني "ديروز، امروز، فردا"، با اشاره به عبارت معروف حضرت امام(ره) كه فرموده اند: «مجلس در رأس همه امور است.»، گفت: «زماني كه بنده از مجلس به دولت رفتم نگاهم در اين خصوص تعديل شده است.»

سيد محمدرضا ميرتاج الديني همچنين اضافه كرده كه مجلس در "تصويب قوانين"، در رأس امور است و كلام امام(ره) بايد در جاي خودش به آن توجه شود.

جالب اينجاست که وي پيش از اين در مقاله اي که در وبگاه شخصي خود منتشر کرده بود، تأکيد کرده بود که: «مجلس شوراي اسلامي، جايگاه رفيع در نظام اسلامي دارد. سخن تاريخي رهبر کبير انقلاب اسلامي امام (قدس سره) در ذهن عمومي جامعه همچنان نقش بسته است که فرمودند "مجلس در رأس امور است"».

هر چند معاون پارلماني دولت، ساعاتي پس از انتشار اين خبر در رسانه هاي متعدد، در گفت وگو با خبرگزاري دولت، سخنان خود را "تحريف شده" خواند اما اين سخنان، چندماه پيش، يعني شهريور ماه سال جاري بصورت بسيار شفاف تري در گفت وگوي رئيس دولت دهم با ارگان رسانه اي دولت نيز مطرح شده بود.

http://parsine.com/files/fa/news/1390/6/18/24264_535.jpghttp://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/12/3/139477_705.jpg


احمدي نژاد در مصاحبه خود با روزنامه ايران گفته بود: «مجلس در رأس امور نيست و اين جمله مربوط به زماني است كه در ايران، نظام پارلماني حاكم بود و اكنون كه پست نخست وزيري حذف شده، قوه مجريه، قوه اول كشور است.»
 
احمدي نژاد پيش از اين هم در ديدار با اعضاي کميسيون اصل 90 مجلس با مقايسه آراي خود با نمايندگان مجلس گفته بود: «كسي كه با شش هزار رأي نماینده شده، خود را مصون و مبرا و نماينده مردم مي‌داند اما خود اين فرد، رئيس‌جمهور را با بیش از 24 ميليون رأي نماينده ملت نمي‌داند!؟»

اين در حالي است که امام خميني(ره) تأکيد کرده بودند: «من تکرار مي‏کنم مجلس بالاترين مقام است در اين مملکت، مجلس اگر رأي داد و شوراي نگهبان هم آن رأي را پذيرفت، هيچ کس حق ندارد يک کلمه راجع به اين بگويد.» /جلد 14 صحيفه امام

اما چرا اين سخنان كه نتيجه آن تنها و تنها به تضعيف جايگاه قوه مقننه مي انجامد در چنين شرايطي يعني يك هفته مانده به انتخابات مطرح مي شود. برخي بر اين باورند كه اين دست اظهارنظرها كاملاً طراحي شده و با هدف دلسرد كردن مردم از شركت در انتخابات مطرح شده است. برخي نيز معتقدند اين اقدامات با هدف جلوگيري از تشكيل يك مجلس قدرتمند صورت مي‌گيرد.
 
قرار است رئيس جمهور، طي روزهاي آينده با حضور در صحن مجلس شوراي اسلامي، به اين سؤال نمايندگان ملت پاسخ دهد که "این سخن جنابعالی که مجلس در رأس امور نیست" چه هدفی را دنبال می‌کند؟

اما هنوز مشخص نيست احمدي نژاد در قبال اين پرسش که نخستين سؤال مجلس از رئيس جمهور در تاريخ جمهوري اسلامي به شمار مي آيد، چه در چنته دارد و چه پاسخي را براي آن آماده کرده است و آيا نمايندگان مردم، از پاسخ او راضي خواهند شد و يا ماجرا به گونه اي ديگر رقم خواهد خورد.

 
 
تحقير مسبوق به سابقه نهاد مجلس
البته عدم اعتقاد برخي دولتمردان به تأثيرگذار بودن مجلس و يا بهتر بگوييم تلاش براي به حاشيه كشاندن مجلس فقط و فقط به اين اظهارنظرها خلاصه نمي شود.

نگاهي به حوادث همين چندماه پيش گواهي بر اين مدعاست؛ همين چند وقت پيش بود كه يکي از نمايندگان دولت، مجلس را "طويله" خواند و كار را به زد و خورد در مجلس كشاند. بايد به داستان تکراري "عدم ارسال به موقع لوايح بودجه به مجلس"، تأخيرهاي چندماهه براي ابلاغ قوانين تصويب شده در مجلس توسط دولت را نيز اضافه كرد. دولت در اين موضوع، كار را به جايي رسانده كه رئيس مجلس خودش قوانين را ابلاغ مي كند.

بي توجهي هاي مکرر دولتي که با شعار قانون مداري از مردم رأي گرفته است براي ارائه تسهيلات ارزي به متروي تهران و کلان شهرها و حمل و نقل عمومي ساير شهرها كه به تصويب مجلس و شوراي نگهبان هم رسيد، يكي از مصاديق تعلل هاي دولت در اجراي قوانين است.
 
 
پيامدهاي تحقير و تضعيف مجلس به شهادت تاريخ
تاريخ کشورمان نيز شاهد است که از ابتداي هر گاه، مجلس به عنوان مجمع نمايندگان مردم، تضعيف شده و مورد حمله قرار گرفته است، پيامدهايي به شدت بحران زا و ويران کننده تر به بار آورده است.

مهم ترين نمونه از اين دست، ماجراي لشگرکشي عوامل نظامي داخلي و خارجي استبداد صغير به سمت ساختمان مجلس در ميدان بهارستان و به توپ بستن آن بود.
 
از چپ به راست: هارتويك (وزيرمختار روسيه در ايران)، همسر هارتويك و پالکونيک لياخوف

سرهنگ "پالكونيك لياخوف" افسر روس که در زمان سلطنت محمدعلي شاه قاجار، به فرماندهي بريگاد مركزي قواي قزاق در ايران و فرماندهي نظامي تهران منصوب شد، روز دوم تيرماه 1287 هجري شمسي، به دستور شاه، طي يک کودتاي نظامي، مجلس شوراي ملي را که نمايندگان آن، نخستين دوره قانون گذاري را تجربه مي کردند، به توپ بست و نمايندگان مجلس را متفرق ساخت و صدها تن از مردم را از حدفاصل ميدان بهارستان تا خيابان فردوسي، به خاک و خون کشيد و قواي قزاق را وارد مجلس کرد و دست به تخريب و غارت زد و در پايان نيز از طرف محمدعلي شاه، از او قدرداني شد.

جالب اينجاست که همين لياخوف، بعدها در حمايت از مردم و در راه مبارزه با استبداد، همزمان با انقلاب روسيه، به سن پطرزبورگ رفت و در سقوط تزار، نقش عمده اي ايفا کرد!
 
 
تضعيف مجلس به نمايندگي از مردم
اما جالب تر اين است که محمدعلي شاه به عنوان نماد استبداد، در آستانه اين کودتا عليه مجلس شورا، تلاش کرد تا با ژست دفاع از مطالبات و آراي مردم، زمينه را براي تخريب و در نهايت انحلال مجلس فراهم کند.
 
ساختمان نيمه ويران مجلس در بهارستان پس از به توپ بسته شدن

وي در اظهارنظري که پيش از به توپ بستن مجلس منتشر شد، ادعا کرده بود که "مجلس، مکاني است که مشروطيت را تهديد مي کند!" در واقع شاه با اين سخن، خود، اعلام کرد که اوست که نماينده واقعي مردم است و اين، مجلس است که مشروطيت را به خطر مي اندازد! اتفاقاً بلافاصله پس از بيان همين سخنان بود که شاه، يكي از درباريان مورد اعتماد و رفيق شفيق خود به نام "مشيرالسلطنه" را طي حکمي، به صدارت عظمي منصوب کرد.

در همين رابطه، عباس سليمي نمين، پژوهشگر تاريخ و رئيس دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران در اين باره به خبرنگار مشرق مي گويد: «پررنگ کردن نقش مردم براي منکوب کردن قانون و مجلس، عملي نادرست است» و ادامه مي دهد: «پر رنگ کردن مردم براي زدن قانون يک مغلطه است.»
 
 
پيامدهاي تحقير مجلس
همواره آنچه از حمله به مجلس و نمايندگان، فاجعه بارتر بوده، "پيامدهاي تضعيف جايگاه مجلس به عنوان رکن قانون گذاري و نظارت" بوده است. بطور مثال، چند ماه پس از به توپ بسته شدن مجلس شورا در بهارستان بود که آيت الله شيخ فضل الله نوري با اشاره عوامل بيگانه و به دست غربزدگان، به شهادت رسيد و در جريان همين کودتاي نظامي و به توپ بستن مجلس بود که «سيّد ضياء طباطبايي» عامل رژيم سلطنتي انگليس و از مؤثرترين عوامل کودتاي انگليسي سوم اسفند در تهران هويدا شد تا به مشروطه‌خواهان بپيوندد! کار وي در ادامه و پيش از کودتاي سوم اسفند، به جايي رسيد که بارها به سفارتخانه هاي انگليس، بلژيک، عثماني، آلمان و اتريش پناهنده شد و پس از ماه ها ارتباط با غربي ها بود که روزنامه هاي "شرق" و "رعد" را که از محرک هاي اصلي غربزدگي و زمينه ساز نفوذ امپرياليسم و ليبراليسم در جامعه ايران شد، تأسيس کرد.
 
وي همچنين به نمايندگي از مطبوعات ايران، در جشن تاجگذاري جرج پنجم پادشاه انگليس شركت كرد و پس از بازگشت به ايران، آشكارا از منافع انگليس حمايت مي‌نمود و مانند يك انگليسي واقعي، به دشمنان بريتانيا مي تاخت و از تشكيل پليس جنوب توسط انگليس و قرارداد 1919 (اعلام رسمي تبديل ايران به مستعمره انگليس) با كمال جرأت حمايت کرد.

او به دستور سفارت انگليس، گروهي با نام "كميته آهن" يا "كميته زرگنده" را که به مناسبت قرار داشتن اقامتگاه تابستاني سفير انگليس در زرگنده، بدين نام خوانده مي شد تدارك ديد كه در عين پيگيري تصويب قرارداد 1919، در كار برنامه‌ريزي براي اجراي مطامع انگليس بود. اين اقدامات سيدضياء، او را در رديف معتمدان انگليس قرار داد و موجب شد در اجراي كودتاي سوم اسفند،‌ نقش مهره سياسي به او و نقش مهره نظامي به رضاخان واگذار شود.

سيدضياء بعدها اين واقعه را چنين روايت كرد: «دو روز پيش از كودتا من رفتم به شاه‌آباد جلسه‌اي تشكيل شد در شاه‌آباد از بنده و آقاي رضاخان ميرپنج و .... . من آنها را ديدم. چه ديدم و چه صحبت كرديم و چه تصميم گرفتيم، از اسرار ماست.» اين اسرار، احتمالاً مربوط به نقش انگليس در جمع آوري اين افراد و قول و قرارهاي آنها با سفير وقت بريتانياست.

پس از كودتا، سيد ضياء، ‌دستخط نخست وزيري خود را از شاه دريافت کرد و كابينه‌ اي تشكيل داد که در همان زمان، به "كابينه سياه" مشهور شد و انگليسي ها هم از آن به شدت حمايت کردند.
 
 
حماسه اي که در پيش است
اکنون انتخاباتي در پيش است که به جهات متعدد از اهميت ويژه برخوردار است؛ لذا اگر تحقيرها و تضعيف ها بتواند انگيزه مردمي را براي مشارکت در انتخابات کاهش دهد، پاسخ يابي آن بويژه براي وجدان ملي و تاريخ نگاران آينده، کاري بس دشوار خواهد بود.
 
نخستين انتخاباتي که پس از فتنه عميق سال 1388 برگزار مي شود، چشم جهانيان را به خود خيره کرده و انتظار آن است که قوه مجريه با تمام توان خود، به تقويت آن کمک کند.
 
تجربه نشان داده است که هر گاه جمهوريت نظام که مجلس، اصلي ترين نماد تبلور آن است به چالش کشيده شده، اسلاميت آن نيز دچار چالش شده است. اکنون و بويژه همزمان با موج جهاني بيداري اسلامي، پاسداشت اسلاميت با تکيه بر اراده ملي، يک وظيفه سنگين تاريخي است که دولت بايد بار آن را بيش از هر نهاد ديگري بر دوش کشد.
 



نویسنده : محمد حسن سنگ تراش تاریخ : 23:17:05 - 1390/12/3


مطالب مشابه
iran fans